اشعيا

فصل : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66

0:00
0:00

فصل   1

1  رؤیای‌ اشعیا ابن‌ آموص‌ كه‌ آن‌ را درباره‌یهودا و اورشلیم‌، در روزهای‌ عزّیا و یوتام‌ و آحاز و حزقیا، پادشاهان‌ یهودا دید.
2  ای‌ آسمان‌ بشنو و ای‌ زمین‌ گوش‌ بگیر زیرا خداوند سخن‌ می‌گوید. پسران‌ پروردم‌ و برافراشتم‌ امّا ایشان‌ بر من‌ عصیان‌ ورزیدند.
3  گاو مالك‌ خویش‌ را و الاغ‌ آخور صاحب‌ خود را می‌شناسد، امّا اسرائیل‌ نمی‌شناسند و قوم‌ من‌ فهم‌ ندارند.
4  وای‌ بر امّت‌ خطاكار و قومی‌ كه‌ زیر بار گناه‌ می‌باشند و بر ذریت‌ شریران‌ و پسران‌ مفسد. خداوند را ترك‌ كردند و قدّوس‌ اسرائیل‌ را اهانت‌ نمودند و بسوی‌ عقب‌ منحرف‌ شدند.
5  چرا دیگر ضرب‌ یابید و زیاده‌ فتنه‌ نمایید؟ تمامی‌ سر بیمار است‌ و تمامی‌ دل‌ مریض‌.
6  از كف‌ پا تا به‌ سر در آن‌ تندرستی‌ نیست‌ بلكه‌ جراحت‌ و كوفتگی‌ و زخم‌ متعفّن‌، كه‌ نه‌ بخیه‌ شده‌ و نه‌ بسته‌ گشته‌ و نه‌ با روغن‌ التیام‌ شده‌ است‌.
7  ولایت‌ شما ویران‌ و شهرهای‌ شما به‌ آتش‌ سوخته‌ شده‌ است‌. غریبان‌، زمین‌ شما را در نظر شما می‌خورند و آن‌ مثل‌ واژگونی‌ بیگانگان‌ خراب‌ گردیده‌ است‌.
8  و دختر صهیون‌ مثل‌ سایه‌بان‌ در تاكستان‌ و مانند كپر در بوستان‌ خیار و مثل‌ شهر محاصره‌ شده‌، متروك‌ است‌.
9  اگر یهوه‌صبایوت‌ بقیه‌ اندكی‌ برای‌ ما وا نمی‌گذاشت‌، مثل‌ سدوم‌ می‌شدیم‌ و مانند عموره‌ می‌گشتیم‌.
10  ای‌ حاكمان‌ سدوم‌ كلام‌ خداوند را بشنوید و ای‌ قوم‌ عموره‌ شریعت‌ خدای‌ ما را گوش‌ بگیرید.
11  خداوند می‌گوید از كثرت‌ قربانی‌های‌ شما مرا چه‌ فایده‌ است‌؟ از قربانی‌های‌ سوختنی‌ قوچها و پیه‌ پرواریها سیر شده‌ام‌ و به‌ خون‌ گاوان‌ و بره‌ها و بزها رغبت‌ ندارم‌.
12  وقتی‌ كه‌ می‌آیید تا به‌ حضور من‌ حاضر شوید، كیست‌ كه‌ این‌ را از دست‌ شما طلبیده‌ است‌ كه‌ دربار مرا پایمال‌ كنید؟
13  هدایای‌ باطل‌ دیگر میاورید. بخور نزد من‌ مكروه‌ است‌ و غرّه‌ ماه‌ و سَبَّت‌ و دعوت‌ جماعت‌ نیز. گناه‌ را با محفل‌ مقدّس‌ نمی‌توانم‌ تحمّل‌ نمایم‌.
14  غرّه‌ها و عیدهای‌ شما را جان‌ من‌ نفرت‌ دارد؛ آنها برای‌ من‌ بار سنگین‌ است‌ كه‌ از تحمّل‌ نمودنش‌ خسته‌ شده‌ام‌.
15  هنگامی‌ كه‌ دستهای‌ خود را دراز می‌كنید، چشمان‌ خود را از شما خواهم‌ پوشانید و چون‌ دعای‌ بسیار می‌كنید، اجابت‌ نخواهم‌ نمود زیرا كه‌ دستهای‌ شما پر از خون‌ است.
16  خویشتن‌ را شسته‌، طاهر نمایید و بدی‌ اعمال‌ خویش‌ را از نظر من‌ دور كرده‌، از شرارت‌ دست‌ بردارید.
17  نیكوكاری‌ را بیاموزید و انصاف‌ را بطلبید. مظلومان‌ را رهایی‌ دهید، یتیمان‌ را دادرسی‌ كنید و بیوه‌ زنان‌ را حمایت‌ نمایید.
18  خداوند می‌گوید: «بیایید تا با همدیگر محاجه‌ نماییم‌. اگر گناهان‌ شما مثل‌ ارغوان‌ باشد مانند برف‌ سفید خواهد شد و اگر مثل‌ قرمز سرخ‌ باشد، مانند پشم‌ خواهد شد.
19  اگر خواهش‌ داشته‌، اطاعت‌ نمایید، نیكویی‌ زمین‌ را خواهید خورد.
20  امّا اگر ابا نموده‌، تمرّد كنید، شمشیر شما را خواهد خورد»، زیرا كه‌ دهان‌ خداوند چنین‌ می‌گوید.
21  شهر امین‌ چگونه‌ زانیه‌ شده‌ است‌. آنكه‌ از انصاف‌ مملّو می‌بود و عدالت‌ در وی‌ سكونت‌ می‌داشت‌، امّا حال‌ قاتلان‌.
22  نقره‌ تو به‌ دُرد مبدّل‌ شده‌، و شراب‌ تو از آب‌ ممزوج‌ گشته‌ است‌.
23  سروران‌ تو متمرّد شده‌ و رفیق‌ دزدان‌ گردیده‌، هریك‌ از ایشان‌ رشوه‌ را دوست‌ می‌دارند و در پی‌ هدایا می‌روند. یتیمان‌ را دادرسی‌ نمی‌نمایند و دعوی‌ بیوه‌ زنان‌ نزد ایشان‌ نمی‌رسد.
24  بنابراین‌، خداوند یهوه‌ صبایوت‌، قدیر اسرائیل‌ می‌گوید: «هان‌ من‌ از خصمان‌ خود استراحت‌ خواهم‌ یافت‌ و از دشمنان‌ خویش‌ انتقام‌ خواهم‌ كشید.
25  و دست‌ خود را بر تو برگردانیده‌، دُرْد تو را بالكلّ پاك‌ خواهم‌ كرد، و تمامی‌ ریمت‌ را دور خواهم‌ ساخت‌.
26  و داوران‌ تو را مثل‌ اوّل‌ و مشیران‌ تو را مثل‌ ابتدا خواهم‌ برگردانید و بعد از آن‌، به‌ شهر عدالت‌ و قریه‌ امین‌ مسمّی‌ خواهی‌ شد.»
27  صهیون‌ به‌ انصاف‌ فدیه‌ داده‌ خواهد شد و انابت‌ كنندگانش‌ به‌ عدالت‌.
28  و هلاكت‌ عاصیان‌ و گناهكاران‌ با هم‌ خواهد شد و آنانی‌ كه‌ خداوند را ترك‌ نمایند، نابود خواهند گردید.
29  زیرا ایشان‌ از درختان‌ بلوطی‌ كه‌ شما خواسته‌ بودید خجل‌ خواهند شد و از باغاتی‌ كه‌ شما برگزیده‌بودید رسوا خواهند گردید.
30  زیرا شما مثل‌ بلوطی‌ كه‌ برگش‌ پژمرده‌ و مانند باغی‌ كه‌ آب‌ نداشته‌ باشد خواهید شد.
31  و مرد زورآور پُرزه‌ كتان‌ و عملش‌ شعله‌ خواهد شد و هردوی‌ آنها با هم‌ سوخته‌ خواهند گردید و خاموش‌ كننده‌ای‌ نخواهد بود.